رمان گرگها

رمان گرگها پارت ۷۱

۲۴۲)

وقتی از زدن من خسته شد، خودشو پرت کرد روی مبل و نفس نفس زد..
منم همونجا روی زمین مچاله شدم و تو خودم جمع شدم..
همه جام درد میکرد ولی توی شکمم درد عجیبی پیچیده بود که نفسمو قطع میکرد..

چشمم خورد به خونی که از بینی م جاری شده بود روی فرش..
یاد مامان افتادم که اگه کوچکترین چیزی میریختیم روی فرشهاش پدرمونو درمیاورد و دمپایی پرت میکرد سمتمون و من و لاله فرار میکردیم..

الان کجا بود که میومد و میدید خون ریخته روی فرش..
رد خون به راحتی پاک نمیشد.. نه از روی فرش.. نه از روی دل من..

از درد سینه م به سرفه افتادم و بهرام نگاهم کرد و گفت

_لعنتی.. حقت بود.. تویی که از بوسیدن من چندشت میشه گوه خوردی باهام ازدواج کردی

راست میگفت.. حرفش حق بود..

با صدای خفه ای که به زور دراومد گفتم

_راس میگی.. من اشتباه کردم.. اشتباهی که با انجامش هم خودمو، هم تو رو بدبخت کردم

با حرص از جاش بلند شد اومد کنار من که به زور بلند شده و نشسته بودم.. نشست روی دو پاش و چنگ انداخت توی موهام و گفت

_تو منو بدبخت کردی؟.. مگه تو کی هستی که خودتو اینقدر دست بالا گرفتی؟.. تو گوهی نیستی که بتونی منو بدبخت کنی.. به چپم هم نیست کارات.. چی خیال کردی؟ من خوشگذرونی ها و حال خودمو میکنم و تعهدی هم برای ازدواج ندارم.. ولی تو رو زجر میدم بخاطر این اداها و رفتارت که با من کردی تو این سه ماه.. مجبوری زن من باشی و ببینی که هر روز با یه دختری ام

بلند شد و لگدی به پام زد و گفت
_تحفه.. فکر کردی کی هستی که منو نمیخوای

فکر کردم چون غرورشو شکستم دیوونه شده و این حرفارو میزنه.. بخاطر اشتباه خودم بازم کوتاه اومدم و گفتم

_منکه بهت گفتم به من فرصت بده تا دوستت داشته باشم.. گفتم که هیچ حسی بهت ندارم و خودت اصرار کردی گفتی تا هر وقت که لازم باشه صبر میکنی

_فکر نمیکردم ناز و ادای خانم اینقدر طول بکشه و حالمو بهم بزنه

_تو همون آدمی هستی که گفتی سه ساله عاشق من بودی؟.. همونی که هی ازم خواستگاری کردی و نه شنیدی ولی بیخیال نشدی؟.. چه زود حالتو بهم زدم

بلند خندید و گفت

_عاشقت بودم؟.. عشق کیلو چند؟.. من اهل این مزخرفا نیستم، تنها دلیلی که دنبالت بودم و بیخیالت نشدم این بود که تو تنها دختری بودی که محلم نمیزاشتی و بهم نه گفتی.. منم برای بدست آوردنت حتی به ازدواج هم راضی شدم.. نمیدونستم اینقدر یوبس و سرد و مریضی

با تعجب بهش نگاه میکردم که گفت

_ولی من حالتو جا میارم توله سگ.. کاری میکنم که خودت التماس کنی که دوستت داشته باشم.. التماس کنی که ببوسمت.. التماس کنی که ………

با شنیدن حرفهای رکیکی که زد عوقم گرفت و داد زدم
_خفه شو کثافت روانی.. ازت طلاق میگیرم آشغال

اومد جلو و چونه مو محکم گرفت تو مشتش و طوری فشار داد که حس کردم فکم داره خرد میشه..

تقلا کردم که ولم کنه ولی محکمتر فشار داد و گفت

_طلاقت نمیدم تا زجرکشت کنم.. تا بفهمی که مالی نیستی که منو نخوای.. حتی بعد از این دوست دخترامو میارم اینجا و جلو چشمت باهاشون عشقبازی میکنم تا بفهمی کیو از دست دادی

از حرفایی که میزد حالم بهم میخورد و دلم میخواست تف کنم تو صورتش..

_خفه شو عوضی لاشی.. عوقم میگیره ازت

اومد جلو و آنچنان مشتی زد تو چشمم که احساس کردم کور شدم و از دردش افتادم روی زمین..

_بعد از این زندگیت اینه لیلی ستوده.. خوار و ذلیلت میکنم تا بفهمی من کی ام

به زور از روی زمین بلند شدم و خزیدم توی اتاقم.. خیلی درد داشتم ولی درد روحم از درد جسمم بیشتر بود.. چشمم در اثر ضربه باز نمیشد و دردش امانمو بریده بود.. دستمالی برداشتم و خونهای روی صورتمو پاک کردم..

روی تختم دراز کشیدم و گوی برفیمو که کامیار برام خریده بود و تنها همدمم بود از روی پاتختیم برداشتم و کوکش کردم..

آهنگ لاو استوری پخش شد و من و کامیارِ عروسکی بامزه که داخل گوی بودیم، باهم چرخ زدیم..
چشم دوختم به من و کامیارِ خوشبخت توی گوی که هیچوقت جدا نشده بودن و میخندیدن، و گریه کردم و خندیدم..

کامیار

بعد از روز سیزده بدر، که رفتار نامناسب بهرامو دیدم، همش نگران لیلی بودم..
هر چند که به مامان و منیره میگفت خوبم و با بهرام خوشبختم، ولی دلم میگفت یه چیزی هست و نگران و آشفته بودم..

چند بار خواستم برم و از دور نگاهشون کنم ببینم رفتار بهرام با لیلی چطوره.. ولی منصرف شدم.. اگه منو میدیدن چه جوابی داشتم که بدم، از طرفی هم توی خیابون نمیشد رفتار کسی رو با زنش فهمید..

همش به منیره و مامان میگفتم به لیلی زنگ بزنن و اونام میزدن و میگفتن حالش خوبه و میخنده..
ولی نمیدونم چرا دلم راضی نمیشد..

نگاه لیلی توی باغ خیلی غمگین بود و انقدر وزن کم کرده بود که با دیدنش داغون شدم..
ولی فکر کردم که حتما بخاطر جداییمون زجر میکشه و حالشو به حساب بدی بهرام نزاشتم..

حرفهای منیره و مامان راضیم نمیکرد و یه بار هم دل به دریا زدم و به بهانه ی درها به خود بهرام زنگ زدم..
گفتم که اگه مشکلی بود بگه و اگه بازم نیاز بود بفرستم براش..
میخندید و کیفش کوک بود و وقتی حال لیلی رو ازش پرسیدم گفت که عالیه و تا یکی دو ماه دیگه میرن خونه ی خودشون و لیلی خیلی خوشحال و هیجانزده ست..

با شنیدن حرفای بهرام یکم خیالم راحت شد و سعی کردم که دیگه به لیلی فکر نکنم و بزارم زندگیشو بکنه..

تا اینکه یه روز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم منیره با ناراحتی به مادرم میگه که شب تا صبح خواب لیلی رو دیده که غرق خون بوده و ناله میکرده..

با شنیدن این حرف موهای تنم سیخ شد و ضربان قلبم زیاد شد..
چند وقتی بود که دلم گواهی بد میداد و نگران لیلی بودم و با خوابی که منیره دیده بود دیگه مطمئن شدم که خبریه..

منیره یتیم و بی کس بود و دلش پاک و صاف بود و میدونستم که خدا رابطه ی خاصی با بنده های دلشکسته ش داره و بهشون نزدیکتره..

باور داشتم که خوابش بیخود نبوده و آشفته و پریشون گفتم منیر پاشو زنگ بزن به لیلی..

اونم ناراحت بود و سریع شماره ی لیلی رو گرفت..
یکم بعد جواب داد و منیره بهم اشاره کرد که خبری نیست..

گوشی رو زدم روی آیفون تا خودم صداشو بشنوم..
منیره شاید نمیفهمید ولی من لیلی رو انقدر خوب میشناختم که از لحنش و تن صداش میفهمیدم حالشو..

صدای نازش توی خونه پیچید که گفت
_خوبم منیر جون.. نگران نباش آخه چه اتفاقی ممکنه برام بیفته عزیز دلم؟

صداش ضعیف بود و یه لرزش خفیف داشت.. آهسته به منیره گفتم بهش بگو که دیشب خواب دیدی که غرق خون بوده.. منیره همین حرفو بهش زد و لیلی مکثی کرد و سکوت شد..
چند ثانیه طول کشید و سکوت کرد، تا اینکه با خنده ی الکی گفت

_خوابه دیگه فدات بشم از بس نگران منی کابوس دیدی

خندید، ولی من بغضشو شنیدم.. حتی متوجه شدم که بزور جلوی گریه شو گرفته و دیگه نتونستم خودمو نگه دارم و گوشی رو برداشتم و گفتم

_لیلی.. چی شده؟

با شنیدن صدای من انگار شوکه شد که به من و من افتاد و با صدای خفه ای که معلوم بود زور میزنه گریه نکنه گفت

_چیزی نشده.. حالم خوبه

دلم لرزید برای صداش و دلم داد زد که حالش خوب نیست و دروغ میگه

باشه ای بهش گفتم و بدون خداحافظی قطع کردم..

رو به منیره گفتم
_پاشو لباس بپوش منیر.. میبرمت از نزدیک ببینش و به من بگی که چیزیش نیست وگرنه خیالم راحت نمیشه

با منیر رفتیم خونشون و من دم در توی ماشین نشستم و منیره رو فرستادم بالا..

اولش درو باز نمیکردن و هر چقدر که زنگو زدیم کسی جواب نداد..
ولی مطمئن بودم خونه ست چون نیم ساعت هم نشده بود که باهاش حرف زده بودم و خونه بود..

به منیره گفتم انقدر زنگو بزن تا باز کنه.. بالاخره در باز شد و منیره رفت بالا و یکم بعد با گریه اومد و داد زد

_کامیاااار.. بیا دختره رو زده داغون کرده

چطوری از ماشین خودمو انداختم بیرون و پله ها رو دویدم بالا نفهمیدم.. ولی با دیدن لیلی که سعی میکرد با دستاش صورتشو بپوشونه که نبینمش و گریه میکرد، حس کردم دارم ایست قلبی میکنم..

دستمو گرفتم به دیوار و ناباور از چیزی که میدیم گفتم

_لیلی…

گریه ش بیشتر شد و دستاشو گذاشت روی صورتش و نشست روی مبل..

باورم نمیشد اونی که میدیدم لیلیِ من بود..
لبش پاره شده بود و بینیش باد کرده بود و یه چشمش از تورم و کبودی شدید محو شده بود و باز نمیشد..

رفتم نزدیکتر و سرش داد زدم

_اینه حال خوبت؟.. اینه خوبم خوبم هایی که همش میگفتی؟

هیچی نگفت و سرشو انداخت پایین.. بلندتر داد زدم

_با توام.. چرا نگفتی؟.. چرا همش به مامان و منیر گفتی خوبم، خوشبختم؟.. هان؟.. خواستی منو بچزونی؟.. منکه نابود بودم دیگه لازم نبود برای زجر دادن من ادای خوشبختی دربیاری و دردتو نگی

سرشو بلند کرد و با گریه گفت

_نه بخدا.. فقط نمیخواستم ناراحت بشین.. تقصیر خودم بود.. خودم لج کردم و ازدواج کردم، تاوانشم باید خودم تنهایی بدم

_تقصیر تو نبود.. تقصیر من بود که این لقمه رو برات گرفتم.. پفیوز گفت که سه ساله عاشقته، گفت جونشو میده برات، باور کردم

همینطور داشتم داد میزدم از عصبانیت و فشار، و منیره هم لیلی رو بغل کرده بود و دست میکشید به موهاش و قربون صدقه ش میرفت که در باز شد و بهرام اومد تو..

تا منو دید از تعجب چشماش گرد شد و تا خواست حرفی بزنه بهش فرصت ندادم و خیز برداشتم روش..

با دیدن سر و وضع و زخمهای لیلی عقلمو از دست داده بودم و خون جلوی چشمامو گرفته بود..
پتانسیلشو داشتم که همونجا بهرامو بکشم..

مشت محکمی زدم تو صورتش که پخش زمین شد..
از یقه ش گرفتم و بلندش کردم چسبوندمش به دیوار و داد زدم

_تخم سگ پفیوز مگه از جونت سیر شدی که دست رو لیلی بلند کردی هان؟ جونتو میگیرم ….کش

با کله زدم توی دماغش و خونش روی خودمم پاشید..
ولش نمیکردم نامردو.. صدای گریه و فریاد منیر و لیلی توی گوشم بود و سعی میکردن از بهرام جدام کنن ولی قاطی کرده بودم و ولش نمیکردم..

_من بخاطر یه زخم، که ناخواسته باعث شدم رو صورتش بیفته از خودم و دلم و زندگیم گذشتم.. اونوقت تو زدی لت و پارش کردی؟!!.. فکر نکردی من زنده ت نمیزارم دیوث؟

بهش فرصت نمیدادم یه کلمه جواب بده و انقدر زدمش که افتاد روی زمین و چند تا هم لگد محکم زدم بهش که دو نفر از همسایه ها به صدای داد و فریادمون اومدن..

صدایی از بهرام درنمیومد و انقدر زده بودمش که نا نداشت نه انگشتشو تکون بده نه حرفی بزنه..

زن و مرد همسایه اومدن تو و مرده شونه های منو گرفت و با خواهش و تمنا گفت که ولش کنم..
غرق خون افتاده بود روی زمین کثافت..

زنه با دیدن وضع لیلی زد به صورتش و رو به شوهرش گفت

_دیدی گفتم دختره رو کشت پاشو بریم نزاشتی؟.. ببین چیکارش کرده

مرده معذب سرشو انداخت پایین و زنه رو به من گفت
_همیشه مست میاد و این دختره رو تنها گیر آورده و اذیتش میکنه.. دیشبم که کتکش میزد.. تو رو خدا اگه کس و کار لیلی هستین طلاقشو بگیرین از این نامرد

نفس نفس میزدم و نگاهی به بهرام کردم و گفتم

_معلومه که طلاقشو میگیرم.. ولی قبلش اینو میکشم

صدای ناله ی بهرام دراومد که گفت
_طلاق نمیدم.. هیچ گوهی نمیتونین بخورین.. زنمه اختیارشو دارم

دست مرد همسایه رو پس زدم و نشستم روی سینه ی بهرام و دستامو گذاشتم روی گلوش و گفتم

_دیگه زنت نیست.. لیاقتشو نداشتی.. فکر کردم مردی و میتونی بهتر از من مواظبش باشی.. ولی نامرد بودی.. طلاقش میدی.. مثل بچه ی آدم خودت میای و توافقی طلاق میگیرین.. الانم میبرمش پزشکی قانونی تا ببینن چیکارش کردی و شکایت کنه ازت پدرسگ

_منم از تو شکایت میکنم.. اومدی تو خونه م و کتکم زدی

_ببین بهرام.. من آدم معمولی نیستم.. من دیوونه ی رسمی ام.. منو با شکایت و این چیزا تهدید نکن که عین خیالم نیست، حاضرم برم بالای دار ولی فقط جون تو رو بگیرم.. پس به فکر جونت باش و هر چه زودتر بیا طلاقنامه رو امضا کن تا خونتو نریختم

از روی سینه ش بلند شدم و یه تف انداختم روش و رو به لیلی گفتم

_پاشو وسایل این کثافتو بریز جلوی در، خودتم یه ساک بردار بریم

لیلی لب باز کرد مخالفت کنه طوری سرش داد زدم که حس کردم حنجره م پاره شد و اونم رفت و چند تا لباس و خرت و پرت بهرامو آورد و انداخت وسط هال..

برشون داشتم و پرت کردم بیرون در و گفتم

_پاشو گورتو گم کن از خونه ی آقای ستوده.. اینم یادت باشه که اگه نیای دادگاه با من طرفی

لیلی با گریه یه ساک وسایل برداشت و گفتم
_با منیر برین تو ماشین

وقتی لیلی با گریه از کنار بهرام رد میشد، تکونی خورد و گفت
_پس بخاطر این روانی بود که نمیزاشتی بهت دست بزنم

خواستم دوباره خرشو بگیرم که مرد همسایه جلومو گرفت و لیلی سرش داد زد
_خفه شووو.. روانی تویی که این بلا رو سرم آوردی کثافت

بهرام نیم خیز شد و رو به لیلی فحشی اومد به زبونش که حمله کردم بهش و گوشو فشار دادم و گفتم
_به خداوندی خدا یه کلمه دیگه حرف بزنی و ناراحتش کنی میکشمت بهرام

با دیدن وضع داغون لیلی بدجور قاطی کرده بودم و انگار از چشمام خوند که چقدر وحشی شدم و از ترسش خفه خون گرفت..
اشاره کردم به منیر که لیلی رو ببره و خودم بهرامو ول کردم و بلند شدم وایسادم بالای سرش..

اونا رفتن وبه بهرام گفتم پاشو گورتو گم کن
بدون حرف به زور بلند شد و از خونه رفت بیرون..

مرد و زن همسایه گفتن که اگه لازم باشه میان دادگاه و شهادت میدن که این آدم همیشه مست بوده و لیلی رو اذیت میکرده..
ازشون تشکر کردم و درو بستم و رفتم تو ماشین..

نشستم پشت فرمون.. لیلی با منیر نشسته بود عقب و گریه میکرد..

اعصابم از گریه ش خرد میشد.. من چه کرده بودم با این دختر..

دیگه نتونستم تحمل کنم و کامل برگشتم عقب و رو بهش گفتم

_گریه نکن.. منو ببین.. سرتو بلند کن نگام کن لیلی

سرشو بلند کرد و نگام کرد.. بی مقدمه گفتم

_میتونی با یه دیوونه زندگی کنی؟

چشماش گرد شد از تعجب و آب دهنشو قورت داد..

_جواب بده لیلی.. حاضری با یه بیمار روانی که امیدی به بهبودیش نیست کل عمرتو بگذرونی؟.. میتونی تحملم کنی؟

مژه ها و لباش لرزید و دیدم که دستاشو قفل کرد توی هم.. نمیتونست جواب بده.. فقط دوباره اشکاش سرازیر شد و چشماش خندید.. و من جوابمو از نگاهش گرفتم..

_اگه میتونی، بعد از این دیگه بهیچ قیمتی ولت نمیکنم.. دیگه بسه هر چی که کشیدیم.. دیگه نمیزارم ازم جدا شی.. بسه.. بسه هر چی گوه زدیم به زندگیمون و دلمون

دیدم که یه آرامشی اومد توی نگاهش..
خندیدم و گفتم

_خودم نوکرتم.. تو فقط بخند.. من همه ی این روزایی که نبودم و تو گریه کردی رو جبران میکنم.. این سه ماهو، از زندگیت قیچی کن و بنداز دور.. طوری فراموش میکنیم که انگار این سه ماه اتفاق نیفتاده تو زندگیمون و اصلا جدا نشدیم.. باشه خانم دکتر؟

لبخند زد و آروم گفت
_باشه

چقدر دلم خواست دستشو بگیرم و بغلش کنم.. دست بکشم روی زخماش و محکم فشارش بدم به سینه م..

ولی هنوز عقد بهرام بود و تا وقتیکه رسما طلاق نگرفته بود نمیزاشتم دستم بخوره بهش..

هر چند که لیلیِ من هرگز ازم جدا نشده بود و هیچوقت متعلق به بهرام نشده بود..

‫525 دیدگاه ها

  1. خانوما و آقایونی که تو این پارت همراه بودن و کامنت هادرو مطالعه کردند باید بگم شعر تورا من چشم در راهم جناب نیما یوشیج که اهل نور مازندران بودن رو داداش تیر داد اشتباه نوشت.
    شعر درست این هست عزیزان
    تورا من چشم در راهم
    شباهنگام
    که میگیرنددر شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی و زان دل خستگانت راست اندوهی فراهم
    تو را من چشم در راهم
    شباهنگام در آن دم که برجا دره ها چون مرده ماران خفته گانند
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو و کوهی دام
    گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمیکاهم تو را من چشم در راهم

  2. خانوما و آقایونی که تو این پارت همراه بودن و کامنت هادرو مطالعه کردند باید بگم شعر تورا من چشم در راهم جناب نیما یوشیج که اهل نور مازندران بودن رو داداش تیر داد اشتباه نوشت.
    شعر درست این هست عزیزان
    تورا من چشم در راهم
    شباهنگام
    که میگیرند شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی و زان دل خستگانت راست اندوهی فراهم
    تو را من چشم در راهم
    شباهنگام در آن دم که برجا دره ها چون مرده ماران خفته گانند
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سو و کوهی دام
    اگرم یاد آوری یا نه من از یادت نمیکاهم تو را من چشم در راهم

  3. درسکوت دادگاه سرنوشت
    عشق برما حکم سنگینی نوشت
    گفته شد دل داده ها از هم جدا
    وای بر این حکم و این قانون زشت

  4. وای تو داری منا به کجا میکشانی
    می خواهی با من دل مردهی مسکین چه کنی میدانم
    که آن من زنده مرده است من به حس بینمون علاقه داشتم
    اما… هنوز هم برای این من گمشده در دل این شب دلتنگم
    چقدر با تو بودن هایم زیبا بود ……
    الان از من دیوانه چه خواهی که مرا رهایییی نیست از خاطرات تلخ و شیرینم
    من من آن من را گم کرده در دل سیاهی این شب سرد
    مرگ هم مرا پس میزند
    حتی خدا را دیگر بعد تو از یاد برده ام….!!!!

  5. تیرداد بخدا ترکیدم با این تحلیلایی که میکنی راجب اون کارتم منم یه زمانی عین تو بودم گذشته ی من سیاه تر از شما هاست اگه اینجا جاش نیست چون اگه بگم یه عده یه جوئری مثل اطرافیانم نگام میکنن که دیگه کلامم تو سایت بیوفته جراءت نکنم بیام برش دارم باید از ایران برم چون کسیم که کسی قبولم نداره انسان جایز الخطاست ولی مردم ما حرفشا میزنن به موقعش تردت میکنن از همه جا قضاوت غلط درلبارت انجام میدن زندگیتا زهر مار میکنن برات که تا خواستی یه ذره شادی کنی یکی میاد میزنه تو ذوقت لعنتیا یه جوری رفتار میکنن که آدم با دشمنای خونیشم اینجوری بر خورد نمیکنه چه برسه به این که جواب سلامتم به زور میدن دیوارم تو عمرش انقدر تجربه نکرده که من بی کس وتنها تجربه کردم با این سن کم مگه چقدر کشش دارم بخدا خیلی خسته ام که اگه عزرائیلم بیاد سراغم میگم دمت گرم و دستش و میگیرم و میرم باهاشض حتی اگه جهنم باشه من که این دنیا برام جهنم هست ولی اونجا کسی به زور تحملم نمی کنه اونجا جهنمش انهقدر تونل وحشت نداره ولی اینجا هر روزش از جهنم این دنیا بهتره

    1. شیرین 🥺🥺🥺🥺😭😭اینجوری نگیا دیگه من با اینکه تا حالا ندیدمت ولی مطمئنم دل پاکی داری عزیزم قصه نخور دردت بجونم میدونی خیلیا میگن با حرف مردم زندگی نکن و توجه نکن ولی بعضی جاها نمیشه ولی مطمئنم اگه اونا قضاوت کرده باشن یا دله پاکتو شکونده باشن حتما تقاصشو پس میدن❤️ شیرین جونم تو اینقدر خوب هستییی که حد نداره درست میگی اگه اشتباهی هم کرده باشی انسان جایز الخطاست و انسان های کم عقل اینو درک نمی کنن❤️❤️❤️ اصلا نمی خوام غم یا ناراحتی تو رو ببینم باشه ؟؟؟ دیگه ناراحت نباشیا عزیزم 🌹 من یه شیرین بیشتر ندارم که💋💋💋

      1. تو فقط الان منا تو سایت میبینی من با کامیار یه هم دردم یه هم درد واقعی
        مرگ هم برای من کم است

    2. وای تو داری منا به کجا میکشانی
      می خواهی با من دل مردهی مسکین چه کنی میدانم
      که آن من زنده مرده است من به حس بینمون علاقه داشتم
      اما… هنوز هم برای این من گمشده در دل این شب دلتنگم
      چقدر با تو بودن هایم زیبا بود ……
      الان از من دیوانه چه خواهی که مرا رهایییی نیست از خاطرات تلخ و شیرینم
      من من آن من را گم کرده در دل سیاهی این شب سرد
      مرگ هم مرا پس میزند
      حتی خدا را دیگر بعد تو از یاد برده ام….!!!!

      1. شیرین اگه انقدر ، دوسش داری چرا یک جوری بهش نمی رسونی .
        شاید اونم مثل من خنگه در مورد فهمیدن عشق و عاشقی .
        عشقت دوطرفس یا نه ؟؟

          1. شیریننننننن دنیای تو پر از شادی باید باشه سیاهی هم باشه کل دمیان نیست یک بخش خیلی کوچیکه شاید بزرگ باشه ولی تو باید کوچیکش کنی با کارهایی که شاد میشی باشه عزیزم دل من؟❤️

  6. دوست دارم

    I Remember when I met you
    یادمه وقتی که دیدمت

    You were walking in the rain
    داشتی توی بارون قدم میزدی

    And the autumn leaves were falling
    و برگ های پاییزی داشتن از درختا میفتادن

    Only you can guess the pain
    فقط تو میتونی درد رو حدس بزنی

    Only You can guess the pain
    فقط تو میتونی درد رو حدس بزنی

    هر شب تو خاطراتم دنبال رد پاتم

    بری هر جای دنیا پا به پاتم

    آره پا به پاتم

    دوست دارم
    دوست دارم دوست دارم بمون با من

    Only You can guess the pain
    فقط تو میتونی درد رو حدس بزنی

    It’s driving me insane
    داره منو دیوونه میکنه

    When the clouds turn into rain
    وقتی که ابرها تبدیل به بارون میشن

    دوست دارم
    دوست دارم دوست دارم بمون با من

    Only you can guess the pain
    فقط تو میتونی درد رو حدس بزنی

    It’s driving me insane
    داره منو دیوونه میکنه

    It’s driving me insane
    داره منو دیوونه میکنه

    He disappeared into the darkness
    اون توی تاریکی ناپدید شد

    But a memory lives on
    اما یه خاطره به حیاتش ادامه میده

    I dream there’s no tomorrow
    خواب میبینم که هیچ فردایی در کار نیست

    I woke up and you were gone
    بیدار شدم و تو رفته بودی

    برگرد نذار دوباره از چشام بارون بباره

    بیا که قلب تنهام پاییز بی بهاره

    پاییز بی بهاره

    دوست دارم
    دوست دارم دوست دارم بمون با من

    Only you can guess the pain
    فقط تو میتونی درد رو حدس بزنی

    It’s driving me insane
    داره منو دیوونه میکنه

    When the clouds turn into rain
    وقتی که ابرها تبدیل به بارون میشن

    دوست دارم
    دوست دارم دوست دارم بمون با من

    Only you can guess the pain
    فقط تو میتونی درد رو حدس بزنی

    It’s driving me insane
    داره منو دیوونه میکنه

    دوست دارم
    دوست دارم دوست دارم بمون با من

    Only you can guess the pain
    فقط تو میتونی درد رو حدس بزنی

    It’s driving me insane
    داره منو دیوونه میکنه

  7. مهری جان بچها امشب نیستن حوصلم سر رفت به جون تو که برام عزیزی انقدر دلم واسه یه تحلیل تنگ شده که نگو………………………….؟

  8. Dam üstünde un eler
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Tombul tombul memeler
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım oy gelin zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Memeler baş kaldırmış
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Memeler baş kaldırmış
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Kavuşmuyor düğmeler
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım oy gelin zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Gökte yıldız ellidir
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Gökte yıldız ellidir
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Ellisi de bellidir
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım oy gelin zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Sevilecek güzelim
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Sevilecek güzelim
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Gülüşünden bellidir
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım oy gelin zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Bu yol sevdanın yolu
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Bu yol sevdanın yolu
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Hankaryalar hep dolu
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım oy gelin zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım zalım zalım
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Ben burada yar sevmem
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Ben burada yar sevmem
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Her yanı zalım dolu
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım oy gelin
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Zalım zalım zalım

    آردها را روی پشت بام الک کنید
    ♪ ♥‿♥ ♪
    آردها را روی پشت بام الک کنید
    ♪ ♥‿♥ ♪
    نوک سینه های چاق و چروک
    ♪ ♥‿♥ ♪
    اوه ، عروس بی رحمانه ، بی رحمانه!
    ♪ ♥‿♥ ♪
    بی رحمانه ، بی رحمانه ، بی رحمانه
    ♪ ♥‿♥ ♪
    نوک سینه ها سر را بلند کرد
    ♪ ♥‿♥ ♪
    نوک سینه ها سر را بلند کرد
    ♪ ♥‿♥ ♪
    دکمه ها همگرا نیستند
    ♪ ♥‿♥ ♪
    اوه ، عروس بی رحمانه ، بی رحمانه!
    ♪ ♥‿♥ ♪
    ستارگان در آسمان پنجاه است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    ستارگان در آسمان پنجاه است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    همه این پنجاه ها مسلم است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    اوه ، عروس بی رحمانه ، بی رحمانه!
    ♪ ♥‿♥ ♪
    بی رحمانه ، بی رحمانه ، بی رحمانه
    ♪ ♥‿♥ ♪
    عزیز زیبا (دختر)
    ♪ ♥‿♥ ♪
    عزیز زیبا (دختر)
    ♪ ♥‿♥ ♪
    از لبخند او مطمئن است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    اوه ، عروس بی رحمانه ، بی رحمانه!
    ♪ ♥‿♥ ♪
    این جاده جاده عشق است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    این جاده جاده عشق است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    Drudgeries برآورده شده است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    اوه ، عروس بی رحمانه ، بی رحمانه!
    ♪ ♥‿♥ ♪
    بی رحمانه ، بی رحمانه ، بی رحمانه
    ♪ ♥‿♥ ♪
    من عاشق اینجا نیستم
    ♪ ♥‿♥ ♪
    من عاشق اینجا نیستم
    ♪ ♥‿♥ ♪
    تمام قسمت های او پر از غیر انسانی است
    ♪ ♥‿♥ ♪
    اوه ، عروس بی رحمانه ، بی رحمانه!
    ♪ ♥‿♥ ♪
    بی رحمانه ، بی رحمانه ، بی رحمانه
    تقدیم به بی رحم های زندگیم

  9. سلام نویسنده جان خسته نباشی
    نویسنده آمار کامنتا می‌ره بالا اما هیچ کامنت جدید پیدا نمیشه شاید فقط دو یا سه تا جدید پیدا بشه
    واسه چی سایت این جوری شده ؟

  10. مهرناز جان ببخشید اینجا کامنت و میزارم🙏 اقای ادمین اهنگ اوه نه نه نه رو میزارید چند بار گفتم ولی نزاشتید🤗
    بچه ها دارم فیلم ترسناکا رو می بینم ممنونم از پیشناهاداتتون😍😍😍❤️ عاشقانه هم معرفی کنید🙏

    1. ووویی چرا🥺 کاش میزاشتی ولی همین که تا اینجا هم هرروز یا یه روز درمیون گذاشتی عالیه خسته نباشید خیلی از نویسنده ها هفته ای یک بار می زارن دمت گرم😍❤️

  11. دل من سیاست ولی آبی رو خیلی دوست دارم
    روزای روشن آفتابی رو خیلی دوست دارم

    با هوای تو توی کوچه های دلواپسی
    غروب مبهم سرخابی رو خیلی دوست دارم

    با خیال تو اگه باشه خیالی ندارم
    شب تا صبح گریه و بی خوابی رو خیلی دوست دارم

    میدونم یه روز میای عمریه بی قرارتم
    انتظار تو و بی تابی رو خیلی دوست دارم

    دوست دارم طناب ماهو بگیرم بالا برم
    واسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم
    تقدیم به دلی که مرده

      1. مهری جونم دلت میاد منا نبری
        من دلم پوسید به خدا اگه این جوری بری دل شکستم شکسته تر میشه

              1. خیلی دلم شاد شد اصلا روحم شاد شد من فقط یه مشکل دارم اونم صاحب کارمه مرخصی نمیده میگه بعد عید هر گوری خواستی برو خیلی بیشعوره خیلی

                  1. من نیام یعنی انقدر زیادیم که شماهام منا نمیخاین ای خدا من برم گم شم محوشم اصلا میرم که بمیرم……

  12. سلامممم به همگی حالتون خوبه؟؟ بچه ها ازمونم تموم شد تا شب وقت ازاد دارم 😍 میشه فیلم های ترسناک معرفی کنید🙏

    1. فیلم ترسناک می خوای فقط آنابل
      عروسکی که خیلی معروفه
      من عاشق این فیلمم یعنی بارها دیدمش
      گفتی فیلم ترسناک آخر شب که رفتیم
      خونه دوباره دانلودش میکنم تا صبح همشا میشینم
      ببینم وای حتی حرف زدن ازشم ضربان قلب من دیووونه را بالا میبره
      اوووووف لا مصب هر قسمتش پر هیجانه باورش شاید برات خیلی سخت
      باشه من مکالماتشونم بلدم گاهی وقتا که می خوام کسی را بترسونم
      ادای اونا در میارم تا یه ذره ازم بترسن
      وای من تا شب نمیکشم می خوام الان برم ببینمش وای….

      1. وویی شیرین جون یجوری تعریف کردی از آنابل شک کردم ک واقعا نکنه من مشکلی چیزی دارم😂
        تو زیااادی قلبت ضعیفه آجی-

      1. نخیر اصلا ضعیف نیست فقط یکم احساساتیم و این خیلی خوب نیست متاسفانه
        و غرو من انقدر زیر پای اطرافیانم خورد شده که آروزوی مرگ دارم برای خودم چون انسان با غرور و عشقه که زندست ولی من دل مرده که دل ندارم آخ اگه اینجا بود الان واستون حرفای من و تحلیل میکرد تا بهتر بفهمی من چی کشیدم که ….
        بماند تیردادم یه قصه ایی داره بدتر از قصه ی زندگی من و این زخم ها ردشون که پاک نمیشه فقط هی نمک می پاشن روش ….. و همچنان سکوت مملو از ناگفته هاست و من….!

        1. شیرینم هیچ کس تو زندگیش بدون درد نیس همه ی ما به نوعی زخم دیدیم اگه منم بخوام برات بگم تا صب باید حرف بزنم هیچ حسی بد تر از این نیس که آرزوی مرگ کنی من همه ی اینا را با چشم خودم دیدم و تجربه کردم امیدوارم خدا خودش به دل همه آرامش و صبر بده😊😊🤲🤲🤲🤲🤲

          1. باشه اونم داد چه صبری
            حال داغون من درست میشه نه نمیشه من دیگه اون ادم سابق نمیشم نه نمتونی درک کنی خانواده و اطرافیانی که بلدن اراجیف ….شعر تحویلت بدن از دشمنم بد ترن یاد زندگی ترنم افتادم تو رمان سفر به دیار عشق خیلی شبیهه منه سیاهتر از زندگی من روزامه که از شب سیاه تره خسته ام خدا جون یکم آرومتر زجرم بده

        2. سلام شیرینی ، خوبی ؟؟
          این که احساساتی هستی و قلبت به مثل یک اب زلاله و مثل یک کودک پاک است فوق العاده است ولی همه ی انسان ها ارزش این احساسات پاک رو ندارن و بعضی ها هم هستن که انسانیت درونشونو فروختن و دوست دارن با این احساسات پاک ، بازی کثیفی کنند ، پس باید مواظب این انسان های شیطان صفت باشی .
          به نظر من اون چیزی انسان رو طرقیب به ادامه ی زندگی میکنه ، امید و خودباوری است ، حالا این می تونه در هر احساسی که به ادم میده یا در هر کسی باشه .
          دیونه قرار نیست به خاطر یک انسان بی ارزش ، زیبایی های زندگی بگذری 🤬😠😡🤨
          مگه قول ندادی که انقدر قوی بشی که دیگه حسرتشو نخوری !؟
          رمانی که اینجا معرفی کردیو تا حالا نخوندم ، قشنگه ؟؟

      2. سلام مرمر جونی خوبی؟ نه اجی نداشت من کپی گرفتم از سوالا پاسخنامه هم که تو سایت وارد کردم مشکلی نداشت فقط پدرم در اومد فکر کن ۴ ساعت یه جا بشینی خشک شدم☹️

    2. سلام نیا جونم خوبی؟ خب خیلین یادم نیس تو گوگل سرچ کنی میاره
      ولی اینا را اگه خواستی ببین
      Ready or Not
      راهبه
      I saw the Devil
      کالکشن اره

  13. سلام مهرنازی
    به جونم من از دست رفتم 😂😂😂😂
    دیگه دارم خل می شم از بس به این نگا کردم،یکی بیاد منا بگیره

  14. نظر در تو میکنم بامداد
    که با همه ی جمع چه تنها نشسته ای
    _تنها نشسته ام ؟
    نه
    که تنها فارغ از من و از ما نشسته ام

  15. میروم تا در میخانه کمی مست کنم

    جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم

    آنقدر مست که اندوه جهانم برود

    استکان روی لبم باشد و جانم برود

    برود هر که دلش خواست شکایت بکند

    شهر باید به من دیوانه عادت بکند…
    .
    ناز دلم میخواد الان برم کوچ پس کوچ های شیراز دستام بذارم تو جیبام این شعر بخونم

              1. 😁👌🏻
                خواهرم وقتی کوچیک بود چشاش خاکستری بود اما با بزرگ شدنش رنگ چشاش هم تغییر کرد و شد سبز الانم چند ساله ک ثابت مونده و عسلیه

  16. من اینجا برایم تنگ است
    میخواهم بیرون بیایم از این پیله ام
    بیرون زیباست
    زخمی ام
    میدانم زخم و درد هستن در ظلمت شب های سیاهم
    .
    ناز گفتی خبرم کن درارم واس آفتاب تلاش میکنم

    1. خسته و ناامید نشی ول کنیا
      همین فرمون برو جلو ایول منتظر خبرای خوبتم

      این شعرتم منو یاد یه نهنگی انداخت که انداخته بودنش توی تنگ ماهی

      1. سعیم میکنم تو رو زندگی بمونم ، نامید شدم میام اینجا تو در وری بارم کن ⁦⁦(*❛⁦⁦︶↗⁩❛)→⁩

        نهنگ تنگ …
        تنگ ماهی خیلی تنگ ناز خفت می‌کنه مثل ماری که دور گردنت پیچ بخور و واسه بیرون آمدن فریاد کشین لنگ اوکسیژن باشی

  17. سلام مهرنازی خسته نباشی🌺

    عااااالی بود این پارت..خداییش بعدِ کلی غم و غصه برا لیلی و کامیار و همینطور ما یکم حس خوب لازم بود😍

    راستی پارت بعدی میشه پارت آخر؟؟!

      1. سلام همزبان روبه رای ؟ تبریز خوب ؟ ما شاید واسه عید بیایم تبریز اما یه شرایط کرونام بستگی دار فعلا شیرازیم
        هوا شیراز امشب دل گرفتست
        راستی از مارال خبری داری هواش خوب؟
        از داش مهراد چی اون چطوریاست ؟

          1. جدن جاخلص داش مهرادم هستیم
            مارال هرجا باشه هواش آفتابی باشه
            شاهدان گر دلبری زین سان کنند
            زاهدان را رخنه در ایمان کنند

            هر کجا ان شاخ نرگس بشکفد
            گلرخانش دیده نرگسدان کنند

            شد حتما میام هم زبان
            توهم یه پا بیا شیراز ناز

              1. بزن بریم
                اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

                به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

                بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

                کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلارا

              2. جاست مهرنازی میشه یبارم برین طوس؟!
                من فردوسی خعلی دوس😍✨
                وای از جاییکه زیاد تایم ندارم تا الان وقت نکردم مثه ادم برم شاهنامسو بخونم

                1. از آن پس که بسیار بردیم رنج
                  به رنج اندرون گرد کردیم گنج

                  شما را همان رنج پیشست و ناز
                  زمانی نشیب و زمانی فراز
                  .
                  اینم فردوسی سفارشی ⁦*˘︶˘.。*♡⁩

  18. مخور غم گذشته گذشته ها گذشته
    هرگز به غصه خوردن گذشته برنگشته
    به فکر آینده باش دلشاد و سر زنده باش
    به انتظار طلعت خورشید تابنده باش
    عمر کمه صفا کن رنج و غمو رها کن
    اگه نباشه دریا به قطره اکتفا کن
    عمر کمه صفا کن گذشته رو رها کن
    اگه نباشه دریا به قطره اکتفا کن به قطره اکتفا کن
    قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته
    نکن گلایه از فلک این کار سرنوشته
    عمر کمه صفا کن رنج و غمو رها کن
    اگه نباشه دریا به قطره اکتفا کن
    زندگی شاد است غمگینش مکن
    با غمه بیهوده تو سنگینش مکن
    قلبه چون آیینه ات را صاف کن
    با دو رنگیها تو رنگینش مکن
    عمر گران می گذرد خواهی نخواهی
    سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
    مطلب دل را طلب از سوی خدا کن
    زان که بود رحمت او، لایتناهی
    عمر کمه صفا کن رنج و غمو رها کن
    اگه نباشه دریا به قطره اکتفا کن
    مخور غم گذشته گذشته ها گذشته
    هرگز به غصه خوردن گذشته برنگشته
    به فکر آینده باش دلشاد و سر زنده باش
    به انتظار طلعت خورشید تابنده باش

      1. دیگه بزار اون تحلیل کلی بمونه برا finale ولی داشتم راجب یک تحلیل بر دل نشسته فکر میکردم اونو هیچوقت تحلیل نکردم

          1. خب در شروع رمان ما با یک دختره از خود راضی و مغرور آشنا میشیم که خعلییییییی پولداره منتها بازم ساندویچ کثیف دوست داره نمیدونم فازش چیه دیگه یکروز حتی یک پسر پیش دوستای دختره هم میاد و بهش پیشنهاد میده(توجه داشته باشید این یکی از اکوارد ترین شرایط برا یک پسر هست اخه توی همون حالت که پسره به دختره میگه خانم ببخشید یک لحظه لطفا…. دوستای دختره شروع میکنن به خندیدن و تمرکز ادمو بهم میریزن)ولی خب دختر مغرور و احمق داستان ما که اسمش نفس بوده پسره رو رد میکنه و پسره میپرسه:میبخشید دلیلتون رو میتونم بدونم؟اخه تا حالا هیچ دختری منو رد نکرده
            خب………پسران گل وقتشه دو دقیقه مرد و مردانه حرف بزنیم……این جمله میشه لطفا دلیلتون رو بدونم یکی از cringe ترین جمله های دنیا هست تقریبا مثل این میمونه که یکنفر بگه:are you lost baby girl?
            You lost baby girl…….
            Lost baby girl………
            Baby girl…….
            BABY GIRL……..
            از اون ریشات خجالت بکش مرد
            خلاصه اینکه هیچوقت همچین جمله ای رو بکار نبرید برا غرورتون ارزش قائل شید

            همینطور توی داستان جلو میایم خانوم نویسنده لطف کردن چندین خط در مورد زیبایی این دختر توصیف کردن ولی من فقط در یک جمله میگم:پسرا که هیچی…دخترا هم تو کفش بودن و میخواستن یک کوچولو همجنس بازی کنن
            این دختر محل سگم به هیچکی نمیده برا همینم خداوند متعال از اون بالا بالا ها گفته:عهههههه به پسرایی که من آفریدم محل نمیده ها؟وایسا حالا دارم برات
            و اینگونه شد که آقای مهراد راستین آفریده شد از قضا دختره شنگول ما دنبال یک تابلو نقاشی بوده که mr.rastin خریدارش بوده برای همینم مجبور میشه به ترکیه سفر کنه میرسه به شرکت و میخواد که وارد اتاق آقای راستین بشه ولی آقای راستین اجازه ورود رو نمیده(دقیقا مثل من و دوست دخترم توی یک روز کاملا طبیعی)
            پس به زور وارد میشه و تا وارد میشه میگه وااااااااااااااو خدایا اینجا بهشته؟مگه حوری بهشتی مرد هم داریم؟یا اکثر اماما
            مهراد که مثل من مغزش خوب کار میکرده با بهونه کردن نقاشی ها و معامله ساده نفس رو پیش خودش نگه میداره
            اینجا با یک آدم به اسم پیمان مواجه میشیم
            +این خانوم کی هستن؟
            – از دوستای آقای راستین هستن
            +پدر سوخته رو ببین……..

            بعد از یک همچین مکالمه ای پیمان میفهمه که نفس ایرانی بوده
            یعنی آدم جلو همه سرشو تا ته فرو کنه داخل توالت ولی اینجوری آبروش نره

            هوووف دستم خسته شد بقیش برا بعد

            1. ز خود چگونه گریزم
              که مرا راه گریزی نیست
              وای خدا قلبم مچاله شد تا
              رفتم تو گذشته ها یه جوری توی
              سینم بی قراری میکنه انگار
              سالهاست ندارمش………
              سکوت مملو از نگفته هاست

            2. باحال بود😁

              بنظر من ک نفس مثل دخترای دیگه ای ک توی اکثر رمانا هستن و از همون مقدمه اولین چیزی ک میگن، اینه ک مغرورن و از پسرا متنفرن و دلشون مثل سنگه و… هستش ولی تا یکم جلوتر میریم زود اون غرورشون رو از یاد میبرن! البته نفس با اونا یکم فرق داره

            3. پارت دوم:دوستان اشاره میکنن که آقای راستین رو یکم نادیده گرفتم که میبخشید دیگه
              یک کصافطططططططط سکسی قد اووووو اووووف
              از پشت صحنه اشاره میکنن که بازیکن والیبالی روسیه به اسم موزرسکی با قد دو متر و هیجده سانت همچنان با اختلاف رو دست مهراد میزنه واقعا که دست بالای دست زیاده
              خب کجا بودیم؟اصلا محو این زیبای خفته شدم یادم رفت……..
              آها نفس تصمیم گرفت ترکیه بمونه قبول کرد از روز بعدش مهراد بختک چسبید بهش و حتی موقع سوار ماشین شدن هم درو برا نفس باز میکرده(اقامون جنتلمنه،جنتلمنه)
              و نفس هر دعفه میگفت که اینکارا چیه ولی مهراد داشته تمرین باز کردن در ماشین رو انجام میداده برا عروسیش(این خانومم عشق منه عشق منه)
              بعد از مدتی نفس میاد داخل خونه آقای راستین منتها سبک خونه این داداچ با سلیقه من نمیخونه برا همین بجاش سبک خونه خودمو میزارم😊😊😊🥰🥰🥰
              سه تا رنگ مورد علاقه آبی و سفید و مشکی که شدیدا با هم ست خوبی رو تشکیل میدن بکار گرفته شده
              دور تا دور خونه به طرز ماهرانه ای شنل های بزرگ و طولانی به رنگ آبی اقیانوسی انداخته شده بود به طوری که جلوی هیچ راهی رو نمیگرفتن عملا دیوار های خونه به حساب میومدن ولی لعنتی شنل خیلی خوشگلتر بود تا دیوار ساده
              خونه کاشی کاری شده بود و فقط یک فرش مشکی وسط خونه بود و طرحی که بنظر یک کاشی مشکی یکدست و زیبا بود به جز اینها تمام چیزای وسط سالن به رنگ سفید بودن و یک حالت جالب تشکیل میداده که دور خونه ابی کف خونه مشکی و هر چیزی وسط کف تا سقف خونه سفید بود و یک لوستر بزرگ وسط همه چیز
              نفس واقعا از این طرح داخل خونه خوشش اومده بود(بایدم بیاد)
              خونه سه تا اتاق داشت که یکیش برا کارای خاک بر سری بود یکیش برا خود مهراد و یکیش هم اتاق نقاشی بود هرچند هم مهراد و هم نفس میخواستند برن توی اون اتاق مخصوص خاک بر سری ولی خودشونو کنترل کردن و رفتن داخل اتاق نقاشی اونجا بود که مهراد به زیبایی و پروئی تمام شروع میکرد دید زدن خانومه وزیری
              چند روزی همینطوری میگذره و میاییم به بخشی که نفس در مورد دست راستش تو شرکت ایرانی حرف میزنه و مهراد سوال میپرسه که :این آقا چند سالشون هست خانم یگانه؟
              حالا همه دست بزنید و با هم بگید:مهراد حسودیش شده،مهراد حسودیش شده،مهراد حسودیش شده،مهراد حسودیش شده حالا خواهران گرامی کل بزنید
              نفس:طرف یک صد و شصت سالیش هست
              و البته تمام ادمای دنیا حتی اون گرگهایی که بچه کامیارو کشتن هم فهمیدن که این مرد گنده حسودیش شده ولی نفس اینقدر خنگ بود که نفهمید نمیدونم چرا شرکتو دادن دست یک آدم احمق مثل نفس

              خب به من گفتن نگو زشته…..ولی…..ولی من میگم این رابطه بین مهراد و پیمان منو یاد اولین و آخرین باری میندازه که یک از یک پسر لب گرفتم😑😑
              این خانوم نویسنده همش منو یاد چیزایی میندازه که نباید یادم بیان

              1. ینی خیلی کنجکاوم قیافتو ببینم که چه جور جونوری هستی تو تیرداد؟ 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
                .
                بعدشم.. مگه تو همجنسبازی که از یه پسر لب گرفتی و نباید یادت بندارم؟ 😳
                عوق کل جذابیتت برام از بین میره اگه اینطور باشه 😝😝😝

                1. نه ببین اون قضیه داره
                  توی سریال ومپایر دایریز یک بخشی هست که دیمن و الینا همدیگه رو زیر بارون میبوسن

                  یکی از رفقا توی یک روز بارونی بهم زنگ زد و گفت داداش پاشو بیا بیرون یک حرکتی بزنیم بعده ها به یادش میفتیم خندمون میگیره
                  و ما دقیقا اون صحنه لب گرفتن رو زیر بارون شیراز چمران انجام دادیم حتی فیلمش هم هنوز هست وگرنه من گرایش جنسیم صد درصد طرف دخترا هست

                    1. بزار بیشتر تر بزنیم
                      آرش(الینا):promise me this is forever…(به من قول بده این همیشه میمونه)
                      تیرداد(دیمن):دست هایش را روی صورت آرش میکشد و موهای آرش را نوازش میکند و میگوید:I promise(من قول میدم)

                    2. دختر خوشگل دور و ورم زیاده ولی این فیلم رویاییه یکروز این فیلم رو نشون نوه هام میدم………..

              2. 😂😂😂
                لعنت به ذهن خلاقت تیرداد😁✨
                تو چرا رمان نمینویسی؟!
                بیا بعد مهرناز تو شروع کن رمان نوشتن و بعد هر پارت رو خودتم تحلیل کن-
                جز جذاب ترینا میشه🔥

                1. آجی جون نتونستم بخاطر همون مشکلی ک خودتم گفتی به کامنتت جواب بدم دیگه اومدم اینجا😅
                  منم خوشحال شدم از آشناییت😍

          1. نه در واقع توی زبان انگلیسی برای پایان سریال یا کتاب هایی که توی قسمت های مختلف پخش شدن(در کل هر چیزی که قسمت قسمت سده باسه مثل یک رمان ) از عبارت finale استفاده میکنن پس پارت اخر رمان گرگ ها میشه finale نه final

            1. دقیقا تیرداد زبانت در چه حد خوبه منم می خوام انگلیسی یاد بگیرم راستی میشه یه اصلم بدی باهت
              اشنا شم

                1. نه دیگه مهری گفت ۳۰ سالته بین خودمون میمونه از اینجا بیرون نمیره به جون تو اگه راست بگم

                2. وای نه تورا خدا منا تیرداد خخخخخخخخخخخخخخخخخ
                  اصلا وضع مال یاون تا من از زمین تا آسونه خیلی باحال بود

                  1. تو دقیقا از وضع مالی اون چجوری خبر داری؟!
                    بعدشم مهم علاقع اس😌👌
                    ولی کامنتت نشون میده زیادم بدت نمیادا کلک😁

    1. اخه اینم سئواله معلومه دیگه فعلا تو خماریش باید بمونیم تا مهری جونم دلش به رحم بیاد
      راستی نمیدونم کامنتم وخوندی یانه؟
      ولی بازم میگم تیرداد جان روزت مبارک الهی یه زن خوب گیرت بیاد تا از تنهایی و مغرور بودن در بیاره آمین
      منم عروسیت دعوت کنی بگی شیرین خدا خیرت بده با این دعای خوبی که در حقم کردی
      وعاشقانه در کنار هم باشید به قول یکی سفید بخت شی جوووون عمر با عزت بده بهت خدا باورکن دعام به زودی زود استجابت میشه بخدا راست میگم

      1. نه ندیده بودم کامنت رو ببخشید

        خدا نکنه😑😑😑😑من هنوز از زندگی مجردی اینقدری خسته نشدم که زن بگیرم😊تازه رسیدم به هیجده سالگی
        شما دارید در مورد عشق حرف میزنید و دعا میکنید که من از مغرور بودن خلاص بشم در حالی که غرور تنها حسی هست که دقیقا اندازه عشق قوی هست در واقع غرور هم یک نوع عشقه عشق به خود منتها اسمش بد در رفته،پس اینجا یک کوینسیدنس بزرگ وجود داره ولی خب اگه یکروز عروسی گرفتم شما رو یادم نمیره🥰

        1. به به از این حرفت خیلی خوشم اومد
          این نیز میگذرد چون میگذرد غمی نیست تا بگذرد کمی نیست
          اره تیرداد جان این جوریاس
          من خودم متولد ۱۰/۰۲/۱۳۷۸ هستم ولی از زندگی یاد گرفتم الانا دریابم آینده که نیومده پس بهش فکر نمیکنم گذشته هام که گذشت و رفت فقط ما را با دردای زیادی آشنا کرد تا عبرت دیگران و تجربهی زیادی واسه خودمون بجا گذاشت و زخم هایی که هر روز یه نفر نمک روش میپاشه

        2. ز خود چگونه گریزم
          که مرا راه گریزی نیست
          وای خدا قلبم مچاله شد تا
          رفتم تو گذشته ها یه جوری توی
          سینم بی قراری میکنه انگار
          سالهاست ندارمش………
          سکوت مملو از نگفته هاست

          1. این یک بیت شعر خیلی وقته تمام حرفایی هست که توی قلب من جمع شدن…….زمان میتونه زخم هامونو خوب کنه ولی نمیتونه جای زخم رو پاک کنه

            1. دقیقا ولی نمیدونم چرا حرفا ت بدجوری به دلم نشسته عاشق این تحلیلات شدم من موندم گرگها تموم شه کجا می خوای واسمون تحلیل کنی کاکو از آشناییت بسیار زیاد خرسندم کاکو هوا خودتا داشته باش ها کاکو مو ایی چیزا از خودم نمیگوم
              والا کاکو

                  1. وای بریم بالا قاطی کردم الان کی به کیه
                    من کیم؟
                    اینجا کجاست؟؟؟؟؟
                    ترداد ناراحت نشدی از حرفای بچه ها که بابا شوخی میکنن شیراز کجا و اصفهانی که من تو شم کجا ؟ سن تو کجا ؟؟؟ سن من کجا ؟؟؟؟

  19. سلام مهرنازی خوبی عزیزم؟ وویی این پارتت عالی بوود خیلی خوشحال شدم که بالاخره دارن بهم میرسن 😍❤️ دلم تنگ میشه برای این رمان🥺

  20. پس از اینهمه فکی که زدم یادم رفتم اسم آهنگو بگم
    هوشمند عقیلی فردا تو میایی
    دیگه رمانمون داره میره به سمت شیرینو خوشی ماهم باش همراه میشیم

  21. سلااااام قشنگگترین نویسنده ی دنیاااااا گراهام گرین من چرااا گراهام امیلی بررونتهه ی
    نیکاا اینا همه آثارر افسردگیهههه زیاده هااا
    خوب میخواستم چی بگممممم اهاااا
    دلبرکم یه آهنگ امروز گوش دادمم اینم عقیلیه ولی نه اون عقیلی یکی دیگهه
    گوشش که دادم شبیه شادمهر اونقدر فیت رمان نیست ولی وقتی گوش دادم همینکه خوند یاد کامیار افتادم که بعد از جدایی هااا ان بی وفایی ها به لییش رسید

    1. فدات بشممممم نیکای خودممم مررررسی😊😄
      .
      اون آهنگو میدونم عشقم، یه آهنگ قدیمیه از هوشمند عقیلی
      خیییییلی قشنگه ولی اونو نمیتونم بزارم چون با اون آهنگ یه خاطره ای دارم که خیلی خاصه 😑☹

  22. جاست مهرنازی امشب پارت داریم؟!
    •بعد یه سوال… تو از کی کنار اسمت جاست داری؟! یعنی از اول جاست مهرناز مخاطب قرارت میدادن؟ •

    1. نه مرمر نداریم
      .
      نه جاستو اولین بار به تو گفتم که فقط بگو مهرناز.. جاست مهرناز
      چون تیرداد بهم گفت جاست مهرناز اینو پرسیدی؟ 😉😄
      میخوای ببینی از زبون تو گفته یا قبلا هم اینطوری صدام میزنن یا نه، آره شیطون؟‌😁
      آخه من چرا اینقدر تیزم خدا 😆

        1. اُه اُه اقا اشتباه شد فک کنم…
          جاست مهرناز من بلاخره تورو خفه میکنم!!!😠🔥😂
          من به آدمش چیکار کنم عاخه…
          درد من یه چی دیگس! 😂💔
          .
          بعدشم خانم نورا خانم!
          جاست مهرناز مال منه تو همون مهرناز صداش کن🙄

      1. من اسممو مریم کردمم هنوز مر مرم؟! 😂
        خو خیالم راحت شددد…
        عاره دقیقا به همین علت! 😂
        چ معنی میده بیاد حاست مهرناز منو جاست مهرناز صدا کنه اصا؟!
        باز چ معنی با این کارش به بقیه هم یاد بده تو رو جاست مهرناز صدا کنن؟!؟! 😠💔😂
        ولی اگه اینطوری نبود مهرناز باید یه چی دیگه میگفتی صدات کنم تا تک باشع! 😂🔥
        .
        جاست مهرناز یه سوالم دارم ازت!
        من برای مجازاتم باید تمام پروفامو عکس عشقمو میزاشتم💔
        اینجا راهی نداره بیام یکاری کنن بقیه نبینن؟! 😂
        خیلی ضایع اس ک پروفم عکس اون باشه

        1. اولا که اسم جاست مهرناز متعلق به همه خواننده هامه 😂😆
          جاست مهرناز فور اوری بادی 😂
          بعدشم تیرداد یکی از خواننده های خاص منه که با کامنتها و تحلیلهاش از اولش همراهم بوده پس میتونه هر چی میخواد صدام کنه 😆
          عکسو هم نمیدونم 🙄

          1. نننههه…
            بیا دیگه همه دارن میگن جاست مهرناز😢💔
            تفحع نیس ولی من همه ی دوستام پیشع من یه چیزی دارن ک فقط ماله منه و درمورد تو همون جاست ساده بود ک از دست رفت💔😭
            اوووو بابا… خاننده خاص✨😂
            شوخی کردم جاست مهرنازی-
            ولی اعتراف میکنم دوست داشتم ماله من باشه و ک خب مثه اینکه جهانی شد😂👊
            .
            عکسم فک کنم زیاد واضح نباشه حالا خدارو شکر-💔
            جاست مهرناز یه سوال دیگه…
            رماندونی از اول فقط همین یدونه تیردادو داشته؟! من تو کامنتای رمان به یه تیرداد دیگه برخورد کردم ک حس میکنم خیلی با این یکی فرق داشت؟!

                1. عا قصه ش پیچیده اس
                  من مهرنازو یه زمانی دوست داشتم
                  روح من پسره فرقی نداره جسمی چی باشه واقعیتم
                  ماورای این محدودیتای مسخره بود دوست داشتن من
                  اومدم داشته باشمش تا این حد بدونی کافیته

  23. وای مهرناز خانم کلی حال کردم با این پارت جوری که عذا گرفته بودم چون معلم زبانم کلاس رو امروز تعطیل نکرد منم کلاس و پیچوندم اومدم ی سر به سایت زدم دیدم پارت گذاشتید من جوری با فحش ها و کتک های کامیار قهقهه میزدم که داداشم تعجب کرده بود
    خسته نباشید 💐😅

  24. سلام بر نویسنده عزیز خواستم بهتون تبریک بگم به خاطر این ذهن فعالتون و رمان خعلیییییییی خعلیییییییی قشنگتون من از اول این رمان پیگیرش هستم اما این اولین کامنتی هست که می ذارم و اینکه من عاشق شخصیت لیلی هستم چون تمام اخلاق و رفتارش یه جورایی شبیه من هس
    و ازت تشکر می کنم به خاطر ذهنیتی که راجب خدا و قرآن در این رمان نوشتی واقعا دید من رو به همه چی عوض کرد
    ممنون🌷

      1. دستت طلا.
        و من چقدر لذت میبرم از حمایت یک مرد، از کسی که دوستش داره، البته حمایت یه مرد واقعی….

  25. مهرناز یه چیزی؟میدونی از اولم وقتی فهمیدم کامیار مورونو هستش اصلا با هم جور در نمی اومد اخه تو فیلم مورونو با اون ابهت و مافیا هم بود تازه و خیلی وحشی هم بود اصلا با این کامیار خوب سازگاری نداشت تا این پارت که بهرامو زد گفتم حالا یکم شبیهش شد . تصور کن مورونو با اون ابهتی که تو فیلم داشت که بزور دختررو نگه داشته بود حالا کامیار لیلی رو بخاطر خودش ول کرد . کلا مورونو دوس البته خیلی جیگره

    1. نه بابا این عکسارو که از میکِله مورونه میزارم ربطی به کامیار نداره😄
      کامیار تو ذهن شماست هر طوری که مجسمش کنین

      من عکساشو همینجوزی میزارم 😊

  26. سلام مهرنازی ، خووووووبی ؟
    وایی ، این پارت قشنگ بود 😍 مرسیییی 😘💋
    مهرناااازیییی 😭
    تو اگه رمانت تموم شه ، من کجا باهات صحبت کنم ؟
    توروخدا بیاااااا 😢
    حتما حتما ، ۱۴ آذر رمان جدیدتو بزاریاااااا
    چون اون روز برام خیلییییی خیلییییی مهمههه 😀😁

  27. وای یاد این افتادم
    علی ای همای رحمت تو چه ایتی خدارا
    که به ما سووا فکند ی همه سایه ی هما را
    چه بزن و برقصی
    Happy new day ladies and gentlemen
    I AM VERY VERY HAPPY
    I LOVE DDADDYYY

  28. آقایون رمان خون روزتون خیلیم مبارکتون باد عمر تون جاودانه باد
    پدرم تنها کسی که بهم فهموند فرشته ها همشون زن نیستن و فرشته ی دو پایی وجود داره به نام مرد من از همین تریبون اعلام میکنم روزتون مبارک و چه عیدی با شکوه تر از میلاد علی بن ابی طالب عیدتون مبارک باد

  29. مهرناز خیلی حال کردم یعنی ژووووووووون به این خواستگاری اصلا من دیگه رد دادم جذاب لعنتی وای حال خوب امشبم تکمیل شدش اه تکمیل چیه عالی شد حالم دلم خنک شد دیگه لازم نیست خودم دست به کارشم و کتک کاری کنم با اون مرتیکه پارت قبلیم عالی بود از همه با حال تر حرفای زیر رمانت چقدر خندیدم همه فکر میکنن دیوونه شدم خخخخخخخخخ ولی خدایی کیف کردم مهری نمی گید دختر آفتاب مهتاب ندیده تو سایت هست از این حرفا میزنید خخخخخخخخخ یکی من چشم و گوش بستم یکیم شاه عباس و حرمسرا ش آخی دلم واسه داداش پوریم تنگ شد همیشه اینا می گفت آخیییییییییی دلم برای تو حرفامون که اینجا می زدیم از الان تنگ و تنگ تر شد 😪😔💔💔💔💔💔😫😩😰😨😨😰😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 ناراحتم آخرای این رمانت شد من برم دیگه محو شم

    1. منم با این که مدتی کمی هست اومدم ولی دلم خیلی تنگ میشه اگه رمان مهرناز تموم بشه🥺🥺🥺
      ولی خودش گفت که شبا میاد حرف بزنیم😁😁😁😁
      راستی رابرت پتینسون و تیلور لاتنر و کریستن استوارت و اما واتسون هم محشرن من اینا را می بینم حالم دگرگون می شه😶😶😍😍😍

  30. نویسنده جان اگه از این آهنگی که بهت معرفی میکنم استفاده کنی خیییلییی حسن ختام خفنی میشه برا رمانت!اینه:
    نه میگم برگرد نه میگم اینجا خوبه بی تو
    نه میگم ول کن واسه من کل زندگیتو …

    نه میگم قلبم نمیتپه بی تو
    میتپه ولی خب یه چیز دیگه ای تو

    اسم آهنگ هم باهات قهرم هست.

  31. والا ما هم سلیقه داریم برا انتخاب خوشگلی و زشتی ولی نمیدونم چرا با شما فرق میکنه
    مثلا بازیگر مرد خوشگل از نظر من مثل:Ian sommerhalder

        1. باشه قبوله😁😁😁
          راستی مهرنازی اینجا داشتین میگفتین آقا شهابتون مشاورن؟؟؟
          الحمدالله اگه زحمتی نباشه بعد من چنتا سوال ازش داشتم بهت میگم ازش بپرس برام.😊😊😊

    1. والا اگه به زشتی همسایه ی ما از منم زشت تره خدایی ولی اگه خوشگله جنیفر لوپز و آنجلا جولی و برد پیت ژوووووووووون به سه تا عشقای خودم تحلیلت تو حلقم گیر کرد تیرداد جان

    2. وای ایان نزدیک شش ساله کراشمه خداااا. چ خوب شد تیرداد اینو گفتی. خدایی فوق العاده ست این بشر

  32. بعد از یه جنگ اعصاب فول آپشن انتظار یه پارت غم انگیز خفن داشتم!
    خب درسته ک غم انگیز نبود ولی بزن بزنش خونو تو رگام ب جریان انداخت😂
    و من ب تو افتخار میکنم مهرناز ،که دیگه اون فحش پر معنا دبگه تو دایره لغاتِ ابراز علاقه‌ات نیس!🤣

  33. وااااااای خدایا عالی بود به به اصلا من کیف کردم دست کامیار درد نکنه آخیش جیگرم حال اومد کاش بیشتر فوش می دادی مرتیکه عوضی
    خسته نباشی مهر نازجونم😊😊👍👍
    راستی مهرنازی من عاشق این میشل مورونه شدم پعه مرتیکه خیلی خوبه واووو محشره آدم غش می کنه می بینتش من کلا تو اینستا ولم عکسای اینا نگا می کنم با فیلماش😁😁😁😁

    1. منم دقیقا تو مود خودتم 😂😂
      انقدر عکسا و فیلماشو نگا کردم که اینستاگرام اتوماتیک وار فقط اونو برام میاره 😂😂😂
      خودش به اسمش میگه میکله مورونه
      طرفداراشم بش میگن Miki 😍
      ژیگره

  34. در قدم اول باید بگم که این خانوم نویسنده قبل از نوشتن این پارت داشته یک فیلم اکشننننننن مثل سریع و خشن نگاه میکرده و من شرط میبندم همه بازیگرای اون فیلم اگر این پارت رو بخونن همگی با هم به راه راست هدایت میشوند و میگن:انا الله و الا الیه راجعون
    بازگشت همه به سوی اوست
    در قدم دوم باید بگم این جمله:من فقط دنبالت بودم بخاطر اینکه تنها دختری بودی که محل نمیزاشتی کاملا برای پسر های الترا اترکتیو مثل خودم درسته عملا وقتی یک دختر محل نمیده یک چالش سنگین هست که من خیلی دوست دارم این چالشو برم
    در قدم سوم این بهرام شدیدا حق داره به هر حال یک زن یک سری وظایف نسبت به شوهرش داره که باید انجام بشن ولی راهکارش واقعا تو حلقم
    یکی نیس بگه خب کره خر تو که میبینی محل سگ بهت نمیده پاشو برو طلاق بگیر این اتک کاریا چی بود دیگه تو مثل اینکه از کامیار هم دیوونه تریا
    لیلی هم که کلا یک سریال باید در موردش بسازن اسمش هم بزارن ملکه دیوانگان یعنی انصافا تو این رمان همه باید میرفتن تیمارستان،سالم ترین شخصیت این رمان کامیار بوده ولی بچم اسمش بد در رفته
    در قدم چهارم باید بگم اگر توی پارت آخر از آهنگ گرگ ها استفاده نشه امتیاز اون مرحله رو از دست میدید
    آهنگ wolves by Selena Gomez

    و از همین تریبون من واقعا عذر خواهی میکنم از تمام کره خر های دنیا که اسمشون با بهرام توی یک جمله به کار رفته،بخدا من بین حیوانات فرق نمیزارم ولی بخاطر یک تحلیل ساده بود

      1. در آن دم که بر جا داره ها چون مرده ماران خفتگانند

        در آن نوبت که بستد بند نیلوفر به پای سرو کوهی دام
        گهی یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
        تورا من چشم در راهم

      2. در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

        در آن نوبت که بستد بند نیلوفر به پای سرو کوهی دام
        گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
        تورا من چشم در راهم

        1. تبریز
          .
          راستی بچه ها
          .
          میگما
          .
          دو سه روز دیگه که رمانم تموم شد دلم برا این صحبتای بعد از پارت تنگ میشه ☹
          .
          قرار بزاریم بازم بیاییم بحرفیم 😭

            1. نه تیردادیون
              خیلی خسته م ☹
              ولی بجای پارت رمان میتونیم بیاییم شب شعر بزاریم و شعرایی که دوس داریم بنویسیم و مسخره بازی هم بکنیم وسط مسطا
              ها؟

    1. معلومه که وقتی نویسنده خودش تیمارستانیه کاراکتراشم تیمارستانی میشن دیگه تیری جون 😂😂
      .
      راستی اون انا لله و انا الیه راجعون اشتباهتم سر خم میکنم مقابلش 😂
      .
      بعدشم من سلنا گونز دوس ندارم اصلا خارجکی حال نمیکنم ولی گوش میدم بخاطر تو اوکی
      .

      1. بابا داشتم شوخی میکردم سر اهنگ سلنا گولم زیاد به رمان نمیخونه

        یکی از کامنت های بالایی دوبار اومده یکیشو پاک کن

      2. تصور یک دختر بیست و هفت ساله تیمارستانی که با شهاب رل زده باشه و رمان مینویسم خعلی برام سخته نمدونم چرا😑😑😑

                    1. وایسین وایسن چه نشستن میگن براسنت خوب نیست نگاشون کنااا ،

                      دوتاتون باید الان خواب باشیناااا عموییی ها وگرنه قد نمیکیشدا برید بخوابید بزارید فضا عاشقونه بمونه

                    1. اعه اعه داداش شهاب خوبی خوشی چخبر ..کم پیدا شدی اقا نمیایی نمیگی شاید اینجا یکیش روانی شده باشه یا بخواد طلاق بگیره نیاز به مشاوره داره

                    2. نه حق نداره در صورتی حق گرفتن چهار زن دارو که اون کار های که زنش باید انجام بده انجام نداده باشه!!

                      من دلم به چی این زندگی خوش کنممم چهارتاااااا نه نهلتییی چهارتااا؟!

                    3. هیییی اجی بیا بغلم هیچی از هیچکس بعید نیست ..مگه من میدونستم یه روز قراره شوهرم بزنتمممم وخیانت کنههههه ….میخوام تیکه تیکه اش کنم ابلیموه بزنم به زخمش با نمک وفلفل قرمز !!ا

                    4. هیچ ربطی به این مسائل نداره
                      شوهرت از جانب تو حس کمبود کنه حق داره زن بگیره تو رو هم طلاق نده

                    5. نه ببین در صورتی حق زن گرفتن داره که زنش نسلش رو ادامه نده !!از نظر مهر وعاطفی و…ویکی دیگه مسائل خانواده وهمسر داری کم داشته باشه اجازه دارااا واونم خود زنت برات میره خاستگاری اگه کمبودی باشه ،البته اینجوری مال طلبه هاست !!

          1. اخه خودت یک لحظه تصورش کن بزا بریم توی عالم رویا پردازی:
            یک دختر بیست و هفت ساله روی تخت تیمارستان با دست های بسته داره جیغ و داد میزنه تا بیان بهش آرامبخش بزنن بعد که آروم شد گوشیو بر میداره و یک پارت جدید توی سایت میزاره و حضرت بی اعصاب هم دوست پسرشه😑😑😑و شدیدا هم تو نخ Michelle morone هست 😑😑
            اخه اصلا با هم جور در نمیاد

            1. آقا تو دیگه خیلی رفتی تو عمق
              دستامو نبند به تخت باز کن
              بزارم رو یه صندلی جلوی پنجره
              .
              آقای بی اعصابم رلمه چون دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید 😂
              .
              میکله مورونه هم که انقدر دل و قلوه و جیگره نمیشه که دوسش نداشت مُچجل من نیست به من چه 😒

                1. نیازی به توضیح نیس من تو همون دو هفته که اعصابت بهم ریخته بود فهمیدم که شهاب بیچاره صبر ایوب داشته

                  باید مغزشو نگه دارن بزارن توی موزه و توی توضیحاتش بنویسن:نتیجه سر و کله زدن با جاست مهرناز

                    1. چند شب پیش یادم افتاد اینقدر خندیدممم که نگو بابام میگفت دخترم دیونه شده ومن امیدی بهش ندارم !!وسرش رو به حالت تاسف تکون میداد !!

                    2. منم یادم میفته میخندم
                      یکیم برا نسبی خیلی میخندم 😂
                      خیلی بامزه میاد بنظرم که با اصرار میگه نسبی 😂😂

                    3. اره نسبییی من نمیدونم چرا نمیگه نصبی حالا نصبی یه خاصیتی داره نسبی خاصیتم نداره

                      یادته مارال میاد هییی عشقمممم قرار بود موهام کنارش جو گندمی شه !! قیدشو زده بودمااا ولی بازم دلم تنگشه ..

                      مهرناز اون روز گفنم واییی یه مهرناز واقعنی نمیدونه کیبورد چیه من چطوری براش بگممم چقدر خندیدم

                    4. اره پیشم زشت بود !میگفتم‌اگه بگم حتما ناراحت میشه ..

                      گفتم جایی هست برای هم پیام مینویسیم الفا اونجا نوشتن اونجا کیبورده

                      پخخخخ

            2. من نمی دونم اگه شما به این نمی گید هیکلی پس به کی میگید لابد باید غول باشه بابا این خیلی خوبه اصلا برا من چشاش به اون نازی
              آره مهرناز اینا اصلا سلیقه ندارن 😶😶😶
              والا من به هر دختری اینا نشون دادم خوشش اومده تازه یکمم سنش رفته بالا نه اینکه پیر باشه پخته شده جیگر تر شده.

        1. نه اتفاقا من عاشق آهنگای اسپانیایی و فرانسویم
          حتی میتونم با بعضی آهنگای عربی و یونانی هم حال کنم
          ولی انگلیسی اصلا فاز نمیده بهم
          نمیدونم چرا از اولش دوست نداشتم

            1. هرررر سبک موزیک خوب
              از شجریان ها گرفته تا مایکل جکسون
              از الیسا گرفته تا لورا فابیان
              .
              ولی انگلیسی خییییلی کم خوشم میاد
              نادرا

              1. خوبه تقریبا مثل خودمی فقط فرقش اینه من بیشتر اهنگ های مورد علاقم انگلیسی هستن(تجربه ثابت کرده برا مخ زدن اینکه یک اهنگ انگلیسی رومانتیک رو روی یک کاغذ بنویسی و برسونیش به دست دختره خیلی تاثیر گذار تر از فارسیه😎)

                1. آره آخه دخترا بخاطر کلاسش انگلیش ترجیح میدن ولی من نه 😄
                  توام طبیعیه انگلیسی بیشتر دوس داشته باشی چون میفهمی چی میگن ولی من انگلیسیم زیاد خوب نیست

                  1. آجی قاعدتا چیزیو گوش میدن ک بفهمن!
                    زبان انگلیسی هم خیلی رایج ترع من فک میکنم برا همین باشع…
                    وگرنه روسی ک ژذاب ترع😍🔥

                    1. روسی کجاش جذابه؟ روسی و آلمانی بدم میاد خیلی خشنه
                      قشنگترین فرانسویه
                      وقتی میگه ژوتم چشات قلب میشه
                      وقتی میگه بون نویی، ینی شب بخیر میخوای بخوابی از آوای کلمه 😍

                    2. با المانی موافقم یکم نرم و لطیف نیس ولی من همچنان روسی رو ب فرانسوی ترجیح میدم و یادگرفتنش جز کاراییع ک بلافاصله بعد کنکور انجام میدم…
                      هر چند همه چی سلیقه ایع…

                    3. Mnm ahng rosi kheiliiiiii dosss
                      Makhsosn ahng haye rauf,faik ba jony ina khwiliiiiii khobn😌just mehrnazi ina asln khshn nistn kheili bahaln gosh htmn khosht miad

                      Rasti chera be mehrnaz migin just mehrnaz?! Mn nmidonstm chon didm shoma bhsh migin goftm😅

                  2. ولی جدا از تمام این بحث های عاشقانه و موزیک و این چیزا باید بگم من هنوز هیچ زیبایی خاصی توی این میکل خان یافت نکردم😑😑😑یعنیییی خوبه ها ولی اونجوریا هم نیس

                    1. میدونی چرا؟
                      چون فیلمشو ینی ویدئوشو ندیدی
                      تو عکساش اون جاذبه ی فیلمش نیست
                      وقتی حرف میزنه میخنده خداونداااااا

                    2. مثلا فیلم ۳۶۵ days? دیدم قبلا هم به یکی گفته بودم من بدون اطلاع کامل در هیچ موردی نظر نمیدم گفتمم این بخوام نمره ای بگم میشه ۸/۱۰ یا فوقش ۹

                    3. خوب مسلما تو که پسری به اندازه ی من جذبش نمیشی
                      بعدشم هر کسی یه تیپ خاصی رو میپسنده سلیقه ها متفاوته

                    4. قانع کننده اس(البته رفقا هم بهم میگن که زیادی سخت پسند هستم توی انتخاب دختر خوشگل شاید دلیل اینکه میکل رو هم مثل تو نمیبینم همین باشه)

                      به هر حال امشب هوای شیراز بارونیه میخوام با اجازه گلتون بزن بیرون تا ساعت چهار زیرش قدم بزنم

                    5. چون فیلمش هیچ جنبه خاصی نداشت
                      فقط تو مایه های پورن بود
                      همین همسایه بغلیه ما از این میکل شما هیکلی تره

                    6. وااای نگو اصلا مگه از این جذاب تر داریم خدایا من امشب غش می کنم اصلا قد و بالاش اون چشاش وای اون خالکوبیاش
                      من رفتم فضا
                      اون صداش و گیتارش

                    7. شهاب داداش نکنه حسودیت شده؟😂😂😂
                      یعنی قبول دارم فیلمه ضایع بود و طرفم خیلی هیکلی نیس ولی دیگه اونقدر هم بد نیس که همسایه بغلی رو باهاش مقایسه کنی😂😂

                    8. تو رو خدا نگید میام می زنمتونا مرد به این جذابی و به اون خوش تیپی دلتون میاد پعههه که من خودما پاره کردم این فیلم ۳۶۵ روزا نگا کنم همشا فیلتر کردن😭😭
                      در ضمن برین تو اینستا یکم ازش فیلم و عکس نگا کنید البته دخترا کم نگا کنن محشره.

                    9. نه حسودی به چیه اون بکنم
                      بزار هرکی رو میخواد دوست داشته باشه
                      اره همسایه بغلی خیلی سرتره اصلا قابل قیاس نیست

                    10. مهرنازی میخواییی عکس پورشه سوار عشق خودمو برات بفرسممم روز بیست دو بهمن با عطر مستت کننده تورش کردماااا رازمم فقط نفس ویاسی میدونن

                    11. اصلا میدونی عطر من چیه الکی نظر میدی یاسی میدونه محشرههههه ..

                      پورشه سوارم بهت نمیدمم !!۸تا دارم یکیش میدم الی ،یکیش میدم ایلین ،یاسی خودش داره ،پری هم داره بقیه اشم برای خودممم

                    12. اگه راسش میگو بگوهششش عطر من بویی بهشت میده!!! پورشه سورام بهم میگه دلبر پرتقالیم ..

                      (عوق حالم بد شد چقدر چندش وار حرف زدم)

                    13. والا ما هم سلیقه داریم برا انتخاب خوشگلی و زشتی ولی نمیدونم چرا با شما فرق میکنه
                      مثلا بازیگر مرد خوشگل از نظر من مثل:Ian sommerhalder