رمان خان زاده جلد سوم

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۲۰

  از پشت میزش بیرون اومد و درست کنار من نشست دستمو توی دست گرفت و رو به شاهو و…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۹

  با صدای زنگ گوشی چشم باز کردم و از کابوسی که میدیدم بیرون اومدم نگاهی آشفته به صفحه گوشی…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۸

  چطور باید به پدرم می فهموندم که خوردن این کبابا درست همزمانه با بالا آوردنشون چطور باید بهش میگفتم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۷

  با صدای کارگری که اینجا کار می‌کرد پدرم از ما فاصله گرفت ترس توی وجودم نشسته بود بدنم می…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۶

  داشتیم به سمت گلخانه کوچکی که پدرم برای تولدم برام خریده بود می‌رفتیم گلخانه‌ای که از گرفتنش به قدری…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۵

  بی حال دست دراز کردم گوشیمو برداشتم اسم شاهو بدجوری خودنمایی می کرد به اجبار پیام و باز کردم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۴

  _ فکرشو بکن من که این همه نفرت توی وجودم داشتم از خانواده ات با این نفرت تازه که…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۳

  بابا دست زیر پام انداخت و من از روی مبل بلند کرد و به سمت پله ها رفت و…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۲

  دستمو به مبل گرفتم از جام بلند شدم باید از این خونه میرفتم باید فرار میکردم باید فرار میکردم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۱

  حتی اگه راه حلی پیدا نمی‌کردم مجبور بودم آدم وقتی مجبور بشه هر کاری از دستش بر میاد دم…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۱۰

  کناارم روی زمین زانو زد و گفت _ تو دختر خوبی هستی من اینو کتمان نمی‌کنم اما نفرتی که…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۹

  سیگاری از جعبه ای که کنار مبل روی میز بود بیرون آورد و روشنش کرد دودشو توی خونه پخش…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۸

  _دخترم کسی قرار نیست تورو مجبور به کاری کنه چرا رنگت پرید؟ نفسم بند اومده بود حتی فکر کردت…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۷

  منو روی تخت انداخت و خودش روی تنم کشید زیر خودش اسیرم کرد و گفت _از جات تکون نمیخوری…

بیشتر بخوانید »

رمان خان زاده جلد سوم پارت ۶

    ترسیده بودم و کمی عقب کشیدم و گفتم نه خواهش می کنم نمی خوام اما دستش روی بازوهام…

بیشتر بخوانید »

کدبازان