رمان عشق صوری

رمان عشق صوری پارت ۱۲

    بدون خداحافظی از ماشینش پیاده شدم و تلافیمو سر در ماشینش خالی کردمو چنان محکم بهم کوبیدم که…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۱۱

    بانفرت پوزخند زدم.بهم میگفت عزیزم…خدایا این نوجود چقدر نفرت انگیز بود.درست حالا که متوجه شده بود چی به…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۱۰

از حموم اومدم بیرون و بعد رو به روی آینه نشستم. ظاهرا اینبار دیگه راه فرار نبود و باید تن…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۹

تو اون لباس سفید احساس سیاه بختی میکردم. احساس تلخی که نمیتونست لحظه ای راحتم بزاره.سرمو انداخته بودم پایین و…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۸

  کم کم و آسته آسته داشتم بیشتر در مورد ارتباط شهرام و دوست دخترش یه چیزایی رو متوجه میشدم.فقط…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۷

  #پارت_۳۱ 🎭🎭 عشق صوری 🎭🎭   به “خود “جدیدم توی آینه قدی نگاه کردم. خود جدید که نه…آخه من…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۶

#پارت_۲۶ 🎭🎭 عشق صوری 🎭🎭 اونقدر منتظر موندم که دیگه کم مونده بود زیرپام علف سبز بشه. یه تاخیر ساده…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۵

#پارت_۲۱ 🎭🎭 عشق صوری 🎭🎭 لحظه ای رو تصور کردم که همینطور دستشو گذاشته بود رو بهشتم و تند تند…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۴

#پارت_۱۶ 🎭🎭 عشق صوری 🎭🎭 اومد سمتم….بهم نزدیک و نزدیک تر شد…. یقه لباسمو گرفت و کشیدم سمت خودش… از…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۳

#پارت_۱۱ 🎭🎭 عشق صوری 🎭🎭 فرهاد از هر فرصتی برای نزدیک شدن به من استفاده میکرد….واقعا داشت کلافه ام میکرد…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۲

#پارت_۶ 🎭🎭 عشق صوری 🎭🎭 پاورچین پاورچین رفتم داخل.کیفمو گذاشتم یه گوشه و همونطور بی سروصدا سمت پذیرایی رفتم. از…

بیشتر بخوانید »

رمان عشق صوری پارت ۱

#پارت_۱ 🎭🎭 عشق صوری 🎭🎭 سالن برگزار کننده ی شوی لباس اونقدر شلوغ بود که حتی فکرشم نمیشد کرد.سرو صدا…

بیشتر بخوانید »

کدبازان